تبليغاتX
غزل الف میم روز
در زندگی همیشه زخم هایی هست مثل وحید نجفی
                              

 

               بنام کلمه که تنها بود از آغاز که خدا بود که خدا کلمه...کلمه ... خدا ...

از حاشیه به حاشیه می زنم  . به کلمه .  فضله های دنیای مثلن واقعی رو گذاشته ام توی قسمت  ادامه ی مطلب عزیزانی که نخوانده اند می تونن  اونجا بخونن . اما طبق معمول در این پست  شما رو دعوت می کنم به خوانش یک غزل روانی به تعبیر خودم و به تعبیر عزیزان غزلی پست مدرن . اما قبل از اون که شعر رو بخونید دادن توضیحی مختصر و کوتاه رو در این جا لازم می بینم .

 

در پست های اولیه غزل الف میم روز  تاکید من بر غزل روانی بود نامی که احساس می کردم  خاص غزل متفاوطی ست که نه می توان بر چسب نئو کلاسیک به آن زد و نه  آن را در شمار غزل های کلاسیک گذاشت .غزلی که با ساختار زندگی امروز وانسان امروز به نوعی همراه است  با محتوایی شدیدن امروزی و یا حداقل با نوع نگاهی کاملن متفاوط . پس تعریف اینگونه سرایش ها را در مقالات دوست شاعرم مهدی موسوی یافتم . تصمیم شدم  برای ساختن دیواری محکم تر در برابر دیکتاتور هایی که کارنامه ی غزل رو مردود اعلام کرده و می  کنند غزل های خودم رو از این به بعد غزل پست مدرن بخوانم و به نامم.

باشد دنیای وارونه  ما  بپذیرد یا نه .چرا که اصلن مهم نیست و نخواهد بود .پس ازاین به بعد شبم رو بی چراغ روشن می کنم ...

 

 

نه هجو  پروانه در حواشی ماشین

نه تلخی قهوه بر لبانی از شیرین

 

بیا به بستر  قبری که زنده ام با مرگ

بیا و فکر بکن خسته  هستی و بنشین

 

بکش دماغت را مثل بچه ها بالا

بکش دماغت را مثل بچه ها پایین

 

که دستمال به آلودگی تمیزم کرد

وبعد دکمه ی بالابری که فین فین فین

 

به جنبه های اروتیکی خودت برگرد

به یک اتاق که خالی شدیم روی زمین

 

که خوشه ی پروین سینه ریز تر  باشد

ستاره ای بدرخشد و ماه پاورچین

 

شبیه تر به کلاسیک عاشقت باشم

سگ درت بشوم ، استخوان خوری غمگین

 

 

شبانه خاک شود عشق و بعد از آن بزنند

تمام گله ی دنیا به دار با گیوتین

 

چگونه گم شدنم می گرفت از تو مرا ؟

چگونه لکه ی ننگی به دامنت چین چین ...

 

بکش دماغت را عشق اولم بالا

بکش دماغت را عشق آخرم پایین

 

ادامه تر بده با گریه چشم هایت را

شبیه شو به دریچه که آمدم به جنین

 

هزارو سیصد و پنجاه و شش یک دی ماه

صدای افتادن توی چاله های چاه

 

شبیه ریخـ تنت توی شیشه ی الکل

قرار داده شدن در سقوط از یک پل

 

تلاش رد شدن سیم های خار/ از / دار

پریدن وسط ریل و غلت  زیر قطار

 

شبیه قله کشی های عشق و... استفراغ

شبیه عکس تو در پس زمینه ی باتلاق

 

رسیدن از طرفی که مرا نمی بوسی

کلید کردن یک قفل، فحش نا موسی

 

پیاده برمی گردم  به این جهان کثیف

به بال پروانه زیر چرخ های  لطیف

 

دو شاخه را به خودم وصل  می کنم حالا

به زندگی تلفن می زنم که بر گردد

 

تو نیستی و تماشای شهر ممنوع است

 

آقای ایمنی

 

بیرون می زند

 

از غار تلویزیون

 

شمع بسازد از ادیسون را

 

روی صندلی برقی

 

بزند

 

لامصب کار نمی کند

 

این ماموت

 

از قرن ها پیش

 

همین طور ول ول می چرخد

 

شبیه ساعت ها خنده های بی وقفه

درست زیر پتو زیر آخرین سقفــ ِ...

 

شبیه تنهایی توی آخرین خانه

شبیه  گریه ی تو روی تخت دیوانه

 

صدات می کنم از پشت نصفه شبهایم

به خواب هات می آیم ولی نمی آیم !!

 

نگو پرنده نگو پر ، دروغ پشت دروغ

مرا بفهم که پرواز مرده است فروغ

 

بکش دماغت را مثل بچه ها بالا

بکش دماغت را عشق آخرم پایین

 

فرای جنسیتی از زنانگی در من

بگیر ریشم را توی خلسه با موچین

 

صدام کن وسط ناامیدی مطلق

مرا بزن به تنت دکمه دکمه فین فین فین

 

                                       

 

 

 

                                                  سلام یعنی خداحافظ

 

    

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1386/09/23ساعت 4:21 بعد از ظهر  توسط وحید نجفی | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
متولد یک دی 56
کارشناس زبان و ادبیات فارسی
اصلن چه فرق می کند که . که . که . بهتر است حرف از غزل باشد و بس . فرقی نمی کند چه بنویسی . وختی بیرون از سطر و کلمه به بن بست می رسی . یادت نرود وختی به این نتیجه می رسی که زندگی بیرونی واقعی نیست و به قول تهوع فقط وجود داری کلمه سطر بیت جای خوبی ست برای زیستن برای عشق ورزیدن به تما م کثافت کاری های وجودت . برای دوری از حضور ی که همیشه بوی گندش توی اینجاهای آدم می ماند . یادت نرود آدمها تنها از دور زیبایند وحواها از دور تر . بگذار کسان و ناکسانت تو را غلط فکر کنند . غلط بنویسند . تو خودت را درست بنویس . خلاصه دوستت دارم تا جایی که شاید به کشورم خیانت کنم اما به تو .؟ نه ........
سلام یعنی خداحافظ

پیوندهای روزانه

امپراتور
مجله ادبیات و هنر
شمیم شب
چشم های بارانی
فرهود _شهر آفتاب
آواز بی نقـطه
و چند خط دیگر مانده به زمین برسیم...
بگو سنجاقکم هستی
چکامه
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
شهریور 1388
اسفند 1387
آذر 1387
مهر 1387
تیر 1387
اردیبهشت 1387
اسفند 1386
آذر 1386
مهر 1386
مرداد 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
خرداد 1384
پیوندها
سید مهدی موسوی
نشریه ادبی عروض
سایت ادبی آدم برفی ها
نشریه ادبی سپنج
زهره جعفرزاده
مهدی هوازاده
ترانه ی ما
زهرا معتمدی
شهرام میرزایی
میلاد عرفان پور
ترانه ایرانی
مریم حسینی
آرش علیزاده
حمید سهرابی
رضا محمدی
محمد ارثی زاد
سعید احمد زاده
علی اصغر کرمی
فرزانه احمدی
محمد طحانیان
علیرضا زاهدی
احسان الهی فر
وحید ضیاء
آزاده بشارتی
شب نامه
کابوس های شیطان در بهشت
خورجین بهانه ها
شیوا فرازمند
اسما شریف نژاد
حس اول
غزل محض
فاطمه اختصاری
شعر آستان
پساغزل
پس کوچه
آ ؛ تا......... ؛ یا / ( علیرضا آذر )
خاطرات کاغذی
پرانتز
رقص در سلول انفرادی
علیرضا کرمی
زهرا رئیس السادات
میدان های مغناطیسی
صدیقه حسینی
قلم خوردگی بوی عفونت واژه هاست
تورج بخشایشی
عمران میری
بهزاد بهادری
مسیحا ابو علی
زنی شبیه درخت
علی بهمنی
علیرضا عاشوری
سولماز برزگر
اینجا که آمدی می توانی خودت باشی
یک ساعت و نیم سپید
اجاق
منیر عسگرنژاد
آیدا دانشمندی
دیدگاه عربان
بهمن مهرابی
شاعرکوچولو
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

Music box

Music

Video

Picture

Mobile

Java codes

Click here !