تبليغاتX
غزل الف میم روز
در زندگی همیشه زخم هایی هست مثل وحید نجفی
 

                                                            سلام

 

 

 

 

                    مجموعه غزل امروز . بردگانه با اهرام

 

 

 

 

حدود 16 ماه پیش تصمیم به چاپ کتاب بردگانه با اهرام  گرفته شد . چاپ کتابی که غزل هاش یادگار تجربه ی سالهای 82 و 83 در زمینه ی غزل بود . بله تنها تجربه و لاغیر .

هر چند معتقدم  چاپ کتاب آنهم در این زمانه بی های و هوی لال پرست  اعتراف به همسانی با دیگر مولفان است و هر چندهمانطور که می بینید و خواهید دید تغییر نوع نگاه من به غزل و کم لطفی بنده به « غزل کلاسیک » باعث شد تا حدود زیادی در اواسط کار  از چاپ کتاب منصرف شوم . اما  دست به چاپ کتاب زدم  تا من هم مثل خیلی از شاعران هم پیمان شوم تا دهه های سیاه تری را برای شعر و ادبیات خاص رقم بزنم .

همچون دهه های پیشین و حال حاضر  که عده ای با توجه به آرنارشیست بودنشان به بیراهه ای رفتند که حالا دیگر ... و عده ای دیگر هم با شرکت در کنگره های جشنواره ای و موضوعی و داوری در آنها شعریت شعر را تنزل بخشیدند و عده ای نیز تنها به عاشقانه سرایی و دلتنگی های خود پرداختند .

 

کتاب بردگانه با اهرام بعد از 16 ماه دلخوری و خون جگر خوردن  ومسافرت های خسته کننده والبته با  تهیه کاغذ از بازار آزاد با توجه به عدم دادن سوبسید کاغذبا پشیمانی بسیار به دست چاپ سپرده شد . اما این صحبت ها و درد دلها نی تواند راه فراری باشد برای شاعر این مجموعه . همیشه و هر روز منتظر صحبت و البته نقد این مجموعه از طرف یاران همدلی که به نوعی علاقمند ادبیات هستند هستم .  

 کتاب در 64 صفحه و با 31 غزل و یک غزلمثنوی تهیه شد ه و تفاوت عمده ای با غزل هایی که در این بلاگ شاهد اون بودیدو هستید داره و داشته .کسانی  که علاقمند به  داشتن , و احیانا" نقد کتاب هستند برای  هماهنگی  یا می ل بزنند و یا با تلفن 09166635217  تماس بگیرند 

 ضمنن عزیزان آدرسهاشون رو به این می ل بفرستن :

Hafez_shakhenabat@yahoo.com

         در صورت درخواست ۱۰ نسخه نصفه قیمت پشت جلد حساب می شه . ضمنن کتاب دیگری به نام ( لبهای مخترع ) در دست چاپ هس که متاسفانه به دلیل مشکلات مالی همینطور مونده . مطمینا" روی کمک شما خیلی حساب می کنم . شماره حساب ۷۵۷۱۹ بانک صادرات  شعبه ی انقلاب به نام خودم می تونید مبلغ رو واریز کنید . بدون چک کردن حساب کتابو براتون می فرستم  .

 این پست غزلی از این مجموعه و البته غزل تازه ای را با هم می خوانیم

 

 

غزلی از «  بردگانه با اهرام »  :

 

کمان به دست گرفته نواده ی آرش

نشسته روی خداحافظ سلام لبش

 

و در ادامه لب و هر چه قرمز خوب است

شبیه من که تو را ...عین و شین ...عطش . آتش

 

تو را چگون به خونند ؟ این پلنگان ؟ ها!؟

که های مه بوبه مه لقای من مه وش

 

بکش به خواب به پلکی که بعد می بستد

مرا که لعنتی هستم مرا که هی تن لش

 

محال ممکنه ای بوده از ازل این زن

 به خانه ای که ندارم چگونه  می برمش ؟

 

نشسته توی سرم می غزل غزل غزلد

که طرزی هم سوسوری بوده است عهد خودش

 

 

و اما غزلی روانی :

 

چار پایه کشیده شد اما تو نرفتی ته ِ « فراموشم »

تو نیفتادی از سر ِ خوابم ، تو نیفتادی از «در آغوشم »

 

می کشیده شدم به روی زمین روی سقفی که از خودش می ریخت

یکنفر هی مرا تکان می داد با تلاشی بدون ِ « می کوشم »

 

ترس بودم شبیه وقتی که ، در لباسم فرو فرو می رفت

گنگ بودم شبیه وقتی که ، پنبه کاران پنبه در گوشم ...

 

از سر هفته تا سر هفته پشت ِ  تاریک ِ شهری از بن بست  

گردنم را سه پیچ  می پیچم در طنابی /  سیاه می پوشم

 

در تعارض سکوت می دانست تو «نفهمیدم ِ» بدی بودی

جهل ِ  اجداد ما سرایت کرد به تو / حتا به من که خاموشم

 

من از آغاز مال ِ غم بودم ، من از آغاز سهم ِ تنهایی

تو حریفی که خواجه می فرمود : توی جام شراب ...می نوشم

 

بالش ِ خیس ِ  گریه در بغلم ، شب به شب غرق و غرق  تر می شد

در ته ِ چشمهام می ماسید ، خوابهای همیشه خرگوشم

 

چار پایه  « کشیده می شد را » در «  گره می زد ِ ِ گلو» می دید

سقف درگیر فعل «  می ریزم » سقف خود را« فرافرو »می دید  

 

جنس بویاییم به من می گفت من خودم هستم اینکه می بینی

یکنفر هار سگ شدنهایش با فقط چهره ای که تزیینی

 

یکنفر که که رو به آینه هم به خودش حرف های نامربوط ...

پارادوکس وجود توی عدم قصه ی خنده ای به غمگینی

 

و قطاری که بعد با سرعت گریه را زیر گریه می زد سوت

فعل روی سرش  « خرابم تر » در«  فضاجمله ای» به  سنگینی...

 

تونل وحشتی که از بیرون داخل بازی«  خودم  » می شد

تونل وحشتی که / می بایست روی این چارپایه بنشینی

 

دیدن  عکسهای بی تصویر ربط بی ربط دیگری می شد

یکنفر با دماغ له شده ای زیر صد مشت بستری می شد

 

صورت عکس مردی از یک زن به « تفاوت » فشار می آورد

در حواسی که پرت ترمی شد زور می زد که زود رنجی را ...

 

زور می زد که جایی از تاریخ بیل خود را کلنگ تر بزند :

 « قایم ِ  » دستهایی از دزدی ، روی پنهان خاک گنجی را ـــــ

 

یکنفر که که با خودش می گفت : قبر خود را بکن که تا تا تا

(توی اینجای جای انکارم دستگاه دروغ سنجی را ... )/

 

چار دکتر فشار می دادند  ، به زبانم ، تو را  که بفروشم

 

 *

زیر بالای خود می افتم و تو توی پستوی توی آغوشم

همه چی تحت ِ تحت ِ  کنترل است . من ؟ ! ولی نه ، هنوز بی هوشم

 

 

 

 

                         سلام یعنی خداحافظ

 

+ نوشته شده در  جمعه 1385/08/05ساعت 6:19 بعد از ظهر  توسط وحید نجفی | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
متولد یک دی 56
کارشناس زبان و ادبیات فارسی
اصلن چه فرق می کند که . که . که . بهتر است حرف از غزل باشد و بس . فرقی نمی کند چه بنویسی . وختی بیرون از سطر و کلمه به بن بست می رسی . یادت نرود وختی به این نتیجه می رسی که زندگی بیرونی واقعی نیست و به قول تهوع فقط وجود داری کلمه سطر بیت جای خوبی ست برای زیستن برای عشق ورزیدن به تما م کثافت کاری های وجودت . برای دوری از حضور ی که همیشه بوی گندش توی اینجاهای آدم می ماند . یادت نرود آدمها تنها از دور زیبایند وحواها از دور تر . بگذار کسان و ناکسانت تو را غلط فکر کنند . غلط بنویسند . تو خودت را درست بنویس . خلاصه دوستت دارم تا جایی که شاید به کشورم خیانت کنم اما به تو .؟ نه ........
سلام یعنی خداحافظ

پیوندهای روزانه

امپراتور
مجله ادبیات و هنر
شمیم شب
چشم های بارانی
فرهود _شهر آفتاب
آواز بی نقـطه
و چند خط دیگر مانده به زمین برسیم...
بگو سنجاقکم هستی
چکامه
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
شهریور 1388
اسفند 1387
آذر 1387
مهر 1387
تیر 1387
اردیبهشت 1387
اسفند 1386
آذر 1386
مهر 1386
مرداد 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
خرداد 1384
پیوندها
سید مهدی موسوی
نشریه ادبی عروض
سایت ادبی آدم برفی ها
نشریه ادبی سپنج
زهره جعفرزاده
مهدی هوازاده
ترانه ی ما
زهرا معتمدی
شهرام میرزایی
میلاد عرفان پور
ترانه ایرانی
مریم حسینی
آرش علیزاده
حمید سهرابی
رضا محمدی
محمد ارثی زاد
سعید احمد زاده
علی اصغر کرمی
فرزانه احمدی
محمد طحانیان
علیرضا زاهدی
احسان الهی فر
وحید ضیاء
آزاده بشارتی
شب نامه
کابوس های شیطان در بهشت
خورجین بهانه ها
شیوا فرازمند
اسما شریف نژاد
حس اول
غزل محض
فاطمه اختصاری
شعر آستان
پساغزل
پس کوچه
آ ؛ تا......... ؛ یا / ( علیرضا آذر )
خاطرات کاغذی
پرانتز
رقص در سلول انفرادی
علیرضا کرمی
زهرا رئیس السادات
میدان های مغناطیسی
صدیقه حسینی
قلم خوردگی بوی عفونت واژه هاست
تورج بخشایشی
عمران میری
بهزاد بهادری
مسیحا ابو علی
زنی شبیه درخت
علی بهمنی
علیرضا عاشوری
سولماز برزگر
اینجا که آمدی می توانی خودت باشی
یک ساعت و نیم سپید
اجاق
منیر عسگرنژاد
آیدا دانشمندی
دیدگاه عربان
بهمن مهرابی
شاعرکوچولو
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

Music box

Music

Video

Picture

Mobile

Java codes

Click here !